عز الدين حسينى زنجانى
72
راه رستگارى (كند و كاوى در باب ايمان و اسلام) (فارسى)
از سليقههاى شخصى گذشت و علايق و وابستگىها را كنار گذاشت . بنابراين ، معيار ايمان و تسليم آن است كه بر سر دوراهىِ كشمكش ميان نفس و فرمان الهى ، فرمان الهى را كه شامل مجموعهء اعتقادات و دستور العملهاست مقدّم بدارد . لازم به توضيح است كه دين يك مجموعهء واحد است كه تبعيض بردار نيست ، يعنى عام مجموعى است نه عام استغراقى « 1 » و براى صدق تسليم بايد به مجموع مِن الحيثُ المجموع ايمان بياورد . و اصولًا قيدِ « مجموع مِن حيث المجموع » جزء موضوع است . براى توضيح بيشتر مىگوييم : اگر در جريانهاى عادىِ ميان افراد تأمّل نماييم مىبينيم علاقه و محبّت فردى به ديگرى ، آنگاه مسلّم و ثابت است كه هنگام اختلاف سليقه ، به منظور علاقه و محبّت در برابر رأىِ كسى كه مورد علاقهاش مىباشد ، سليقهء شخصى خود را كنار بگذارد ، ولى چنانچه در همان موردِ اختلاف ، از علاقه و خواهش خود پيروى كند ، معلوم مىگردد كه در موارد ديگر كه اظهار علاقه مىنموده ، نه از جهت محبّت و احترام به خواستههاى او ، بلكه به خاطر انطباق فكر طرفين با يكديگر بوده است . از همينجا معناى آيهء شريفه روشن مىشود كه مىفرمايد : « إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا
--> ( 1 ) . عامّ مجموعى ؛ اصطلاحاً به مجموعهاى گفته مىشود كه تمام اعضاى آن مدّ نظر است و اگرحتّى يكى از آنها كم شود ، به آن مجموعه خلل وارد مىشود . مانند نماز كه مجموعهاى است شامل طهارت مكان و بدن نمازگزار ، غصبى نبودن مكان ، رو به قبله ايستادن ، تكبيرة الاحرام ، قيام ، نيّت ، ركوع ، سجود و . . . حال اگر يكى از اينها عمداً يا سهواً به جا آورده نشود ، مثلًا ركوع يا قيامِ نماز حذف شود ، كلّ نماز باطل است و نمىتوان گفت فقط ركوع باطل شده است . عامّ استغراقى ؛ مثلًا دستور داده شده است كه « أدِّ الدَّين ؛ دين خود را ادا كنيد » ، حال اگر كسى به مقدار ده هزارتومان دين ( قرض ) داشته باشد و مثلًا چهار هزار تومان آن را ادا كند ، به اندازهء همين چهار هزار تومان ثواب كرده و به مقدار شش هزار تومان كه نپرداخته گناه كرده است و اين گناه موجب بطلان آن ثواب نمىشود